رفقا همه چیز رله هست با دیدن این عنوان اولین چیزی که در ذهن بنده تداعی شد با توجه اینکه مطلب نیز معرفی سایت بود اینکه دوستان آن چیزهای دیگری هم که در اینترنت هنوز برای آن دست و پا می‌زنید و در تکاپو هستید هم آماده است(روال است)
rele
به سایت رفتم و این ستون از سایت در نگاه اول نظر بنده را جلب کرد و به صرافت آن چیزی که در ذهن داشتم از سایت، رسیدم.
حرف‌های نیما اکبرپور هم کمی گنگ و بالاتر از حد سطح سواد بنده بود و کلافه شدم و به خود سایت گریختم مثل جایی که گفت: اگر NGO شما یکCRM مناسب برای سازماندهی پروژه‌های جدید ندارد می‌توانید با استفاده از امکانات این سایت پروژه‌های جدید را آغاز و سازماندهی کنید.bb
اما رله داغ اولی که مد نظر بنده هست کمی غریب است. با توجه به اینکه بنده دیروز استادیوم بودم این جمله کاملاً با عینیات بنده در استادیوم در هنگام خرید بلیط در تناقض است. اگر منظور ایشان پیش‌فروش بلیط است که البته بحث دیگری دارد. امّا به هر جهت فکر نمی‌کنم راهی برای خرید بلیط برای زنان وجود داشته باشد!
من حضور زنان در ورزش‌گاه‌ها را آزاد می‌کنیم…(؟)

و رله داغ دومی هم جای بحث و نظر و تامل و تعمق شدید روحی و روانی و معنوی بسیار دارد. چیزی که بنده از این رله دریافتم این بود که یک نفر دوست دختر پیدا می‌کند(حالا از کجا معلوم نیست) و بعد شرط می‌گذارد که اگر 25 نفر با او در دوست شدن با این جنس مونث پایه بودند یعنی موافق بودند او به رابطه خود با این جنس مونث ادامه دهد.
البته سوال دیگری که اینجا پیش می‌آید اینکه این 25 نفر در مورد این موضوع براساس چه مبنا و شناختی می‌خواهند قضاوت کنند و به اتفاق نظر برسند. شاید هم رای گیری خواهد شد. مثلاً جنس مذکر دو سه مورد از خصوصیات اخلاقی و ظاهری به همراه جنس مونثی که با او دوست شده در نظر سنجی می‌گذارد و اعضای سایت با توجه به این خصوصیات که گفته شده رای خود را صادر می‌کنند که آیا صلاح است که این دو با هم دوست باشند یا نه. بعد اگر تعداد آرای مثبت به 25 تا رسید آن موقع دوستی این دو تصویب خواهد شد.
به هر حال به نیمااکپرپور تبریک عرض می‌کنم. سایت در راستای فرموده مقام معظم رهبری عمل کرده و دارای نوآوری بسیاری است که همین‌طور اگر ادامه بدهد تا ‍پایان فصل بهار شاهد شکوفه دادن(شکوفا) سایت رله خواهیم بود.

منظور نوشت: این مطلب در دسته شوخی با بلاگر قرار خواهد گرفت. سایت رله سایت نوپا و جدیدی است و برای رفع مشکلات‌ش زمان می‌خواهد.

4 تایی‌هاش

می 14, 2008

مثل روز بر همگان واضح و مسجل و مبرهن و روشن بود که پرسپولیس صبا را درب و داغان می‌کند و اصلاً صبا تیمی نبود که بخواهد برای پرسپولیس زلزله و ویران‌کننده شاخ و شانه بکشد و دیدید که بردیم آن هم نه با یکی نه با دوتا نه با سه‌تا بلکه با چهارتا گل جانانه.
همانطور که قبلاً گفتم بنده امروز رفتم استادیوم و جای تک تک دوستان پرسپولیسی خالی بود. بسی حالی نمودیم. خیلی خوش گذشت و کلّی خندیدیم.  ملّت(هواداران) سنگ تمام گذاشتند و یک‌سره تیم را تشویق کردند به بازیکنان انرژی و انگیزه دادند. روحیه تیم الان روی هزار است با این هواداران و حمایت‌ها بازی با سپاهان به مثابه آب خوردن است. خیال‌تان راحت. یک سری عکس هم گرفتیم که قابل شما را ندارد:

نیمه اول از آفتاب و گرما هلاک شدیم. اواسط نیمه دوم یک رگبار خفیفی زد و اندکی خنک شد.
PICT0016 
بعد از به ثمر رسیدن گل دوم و ذوق تماشاگران

PICT0010 
هواداران در حال ترک استادیوم
PICffT0019

قبل از عزیمت به استادیوم گفتم برسم خدمت جناب شاخ به شاخ تا نکته‌ای کوتاه من‌باب برنامه مثلث شیشه‌ای دیشب به شما دوستان و همراهان ارائه کنم و بعد شال و کلاه کنم و چترم را بردارم و به استادیوم بروم.
دیشب دومّین قسمت از برنامه مثلث شیشه‌ای با اجرای قشنگ! رشیدپور بود. ابتدای برنامه جناب قشنگ عرض کردند که برنامه امشب در مورد جراحی بینی و پلاستیک و این حرفهاست و در ادامه گفتند که در ابتدای برنامه خانم بهنوش بختیاری هم از بازیگرانی که بینی‌شان را عمل کردند هم پشت خط هستند و می‌خواهند راجب این موضوع صحبت کنند. جناب قشنگ به خانم بهنوش بختیاری گفتند شما 120 ثانیه فرصت دارید که صحبت کنید. تلفن که وصل شد خانم بهنوش بختیاری به رسم ادب حدود 60 ثانیه‌ای با بینندگان و جناب قشنگ خوش و بش کرد و بعد مکث کرد تا منتظر سوال جناب قشنگ باشد. جناب قشنگ هم بی‌درنگ فرمود که خب در مورد موضوع برنامه 120 ثانیه‌تون داره سپری می‌شه! و خانم بهنوش بختیاری هم در مورد عمل زیبایی بینی‌شان که اصلاً قبل از این بود که به وادی نمایش راه پیدا کنند و میل انسان به زیبایی صحبت کرد و همچنین چیزهایی مربوط به رابطه جراحی پلاستیک و بازیگری تا اینکه داشت می‌گفت که مثلاً من که خودم عمل کردم بعدش به این نتیجه رسیدم که هر چهره‌ای ویژیگی‌هه در همین‌جا قطع شد و آقای قشنگ با همان لبخند‌ فست ماژور گفت: بعله 120 ثانیه‌ خانم بهنوش بختیاری تمام شد! و بعد 5 دقیقه هماهنگ کردن تلفنی مهمان برنامه که فوق تخصص جراحی پلاستیک بود را نشان داد که تصویر روی تلفنی بود و خزعبلات رشیدپور به مهمان برنامه که رشیدپور به دکتر می‌گفت: خب آقای دکتر امشب اوکی هستین دیگه و دکتر هم می‌گفت: بعله اتفاقن الان توی اتاق عمل هستم و رشیدپور: وای شوخی می‌کنید داری چه عملی می‌کنی؟ همین جراحی بینی؟ و دکتر می‌گفت: بعله می‌خوای یه سری عکس و ویدیو بگیرم بیارم و رشیدپور می‌گفت: اره بگیر خیلی خوبه به به زنده باشین زنده باشین…
و بنده حرص بود که نوش جان می‌کردم.
باور کنید اگر و اگر و اگر تلویزیون 21 اینچ سامسونت از اموال شخصی بنده بود تلویزیون را با ملحقات‌ش از بالکن خانه‌مان پرت می‌کردم در حیاط خانه‌مان.
گوری بابای‌تان با آن برنامه‌سازی‌تان. ای کاش تو هم مثل حسنی نسخه‌ات پیچیده می‌شد به درک واصل می‌شدی قیافه سراسر نحس تو را نمی‌دیدیم.
لعنتی

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَِّحيم
“اَمَّن يُّجيبُ المُضطَرَّ اِذا دَعاهُ وَ يَکشِفُ السُّوءَ وَ يَجعَلُکُم خُلَفاءَ الاَرضِ ءَاِلهٌ مَّعَ اللهِ قَليلاً مَا تَذَکَّرُونَ”

فردا پرسپولیس یک بازی بسیار حسّاس دارد. پرسپولیس اگر صبا را شکست دهد شک نکنید که سپاهان را قورت می‌دهد و قهرمان خواهد شد. اگر اشتباه نکنم آخرین باری که پرسپولیس قهرمان شد اولین لیگ برتر در سال 80 بود و طرفداران برای قهرمانی تیم‌شان له له می‌زنند. اگر پرسپولیس امسال هم قهرمان نشود پس کِی می‌خواهد قهرمان شود؟
بچه‌ها اصلاً نگران نباشند برق تیم قدر و پرمهره‌ای بود و با انگیزه. اما صبا فردا مقهور غیرت تیم خواهد شد. کریم باقری در حدّ کریم بنزما!(پدیده‌ جوان فرانسوی) ظاهر خواهد شد و نیکبخت هم کدورت‌ها را دور می‌ریزد تمام تلاشش را می‌کند و خلاصه دلم گواه می‌دهد فردا تیم یک‌دل و باروحیه صبا را داغان و متلاشی می‌کند و به یک قدمی جام می‌رسیم.
پرسپولیس فردا باید ببرد. به هر قیمتی شده. من هم به استادیوم می‌رم و تیم را تشویق می‌کنم:‌ پرسپولیس زلزله همینه همینه

همه دعا می‌کنیم دستها بالا: اَمَّن يُّجيبُ المُضطَرَّ اِذا دَعاهُ وَ يَکشِفُ السُّوءَ…

بچه مذلّف

می 12, 2008

سه سال پیش تقریباً دو ماهی بنده پیش پدرجان در بنگاه معاملات املاک بودم. یک روز از قضای روزگار خانه‌ای فایل کردم به مساحت 60 متر در یک آپارتمان 5 طبقه با آسانسور و چند سال ساخت. یک روز خانم بسیار محجّبه(که تنها سوراخ دماغی روی صورت ایشان به منزله تنفس و استشمام هوای آزاد روئت می‌شد)  به بنگاه آمد. قصد خرید خانه داشت و مشخصات و میزان پولی هم که داشت با خانه مذبور مطابقت داشت. بنده به دستور پدر بلند شدم تا خانه مورد نظر را به این خانم محجّبه که برای‌تان پیش‌قبل! توضیح دادم نشان بدهم تا بپسندد و ایضاً معامله‌ای جوش بخورد و کمیسیونی عاید بنده گردد. …عرض به حضور نورانی جمیع خوانندگان که پای در منزلی که قرار بود به فروش برسانیم رساندیم. صاحبخانه که در را باز کرد تلویزیون داشت یکی از شوهای مدلِ قروقاتی! را نشان می‌داد. در همین لحظه چشم‌غره‌ای از طرف این خانم وجود مرا به لرزه انداخت. وارد منزل شدم کنار همین تلویزیون یک پوستر ثکثی جلب توجه می‌کرد. مدل موجود در عکس با حالتی متبرجانه انگشت در دهان سر به آسمان موهایی ژولیده و رژ لبی برّاق مالیده با لباسی پاره پوره این خانم را بسیار متاثر و پریشان کرد که منتهای مراتب به همین پوستر ختم نشد و پوستر دیگری در اتاق خواب که خانم مانکنی بود با موهایی افراشته سر به پایین دوخته لباسی تورتوری به تن کرده و خرامان و خرابان کنار ساحل دراز کشیده بود. این خانم بسیار مومن با دیدن این عکس کاسه صبرش لبریز شد و بدون معطّلی پای از آن خانه بیرون نهاد. بنده با عذرخواهی از صاحبخانه به طرف او شتافتم. به محض دیدن بنده در راهرو گفت:‌ خجالت نمی‌کشی بچّه مذّلف! تو نمی‌دونی تو این خونه نمازخوندن حرومه…
کسی می‌دونه مذلف یعنی چی؟ اصلاً درست نوشتم؟ شاید هم اشتباه شنیدم. نمی‌دونم

پی‌نوشت: سرچ کردم بچه مذلف مثل اینکه باید حرف بدی باشد :(

بزن آها! الاغ پاس بده… استب کن بعد سانت بکش… ها همینه بزن! ئه پس چرا نزدی بی‌شعور ها؟ نه تو ننداز یالله پاس رو بده…. آها شوت… توپ رو ننداز جلو مثل اسب ندو… اما این داد و قارهای ما دیروز جواب نداد. و اصلاً انگار نه انگار که پرسپولیس به این برد نیاز مبرم دارد. پرسپولیس دیروز در حدّ و اندازه‌های یک تیم قهرمان ظاهر نشد و به قدری بد بازی کرد که هیچ امیدی برای هواداران برای بازی‌های آتی باقی نگذاشت.
دو بازی آخر پرسپولیس هم از بخت بد با همان دو تیمی‌ست که در کورس قهرمانی هستند. صباباتری و سپاهان. سپاهان یکی از بازی‌های‌ش با تیم صنعت نفت آبادان است که مثل هلو برو تو گلو حریف‌ش را قلع و قمع می‌کند و می‌فرستد قاتی باقالی‌ها و پرسپولیس با این بازی درخشان معلوم نیست چه چیزی می‌خواد ارزانی کند. در این میان لج و لج بازی و بچه‌بازی‌های نیکبخت واحدی هم بی‌تاثیر نبود و به عمد ریده بود! پرسپولیس اگر از سدّ صباباتری بگذرد سپاهان را می‌خواد چکار کند. پرسپولیس الان 4 سال است که سپاهان را نتواسته شکست دهد و آیا این طلسم شکسته خواهد شد؟
افشین قطبی بنده خدا هم بی‌تقصیر است. به نظرم افشین قطبی همه کاری کرد اما این بازیکنان هستند که فقط اسم پرسپولیس را به دوش می‌کشند و در بازیکنان هیج اثری از شادابی و طراوات و دوندگی و جنگندگی و غیرت و حرکت‌های انفجاری و مسلسل‌وار! دیده نمی‌شود. همه بی‌رمق… بگذریم.

این هم از پرسپولیس.

صابکار

می 12, 2008

صابکار من خیلی خشن بود تنبل خر نفهم. و من هم از او عصبانی‌تر چون خسته تشنه داغون. او گفت و من گفتم و درگیری در آنجا شروع شد. من اخراج او خوشحال من گریان او خندان من‌ بیکار او پولدار.
محمدرضا، 14 ساله، پنجم دبستان
از کتاب ترس غار