منم آرزوى محال در سر شورى دارم
آوریل 7, 2008 at 11:22 ب.ظ | In بازی وبلاگی | 25 Commentsمریم دوست خوب و متمول توییتری در یک حرکت خداپسندانه اقشار مستضعف وبلاگستان را تحت پوشش قرار داد و این مسئله شامل حال بنده شد و من نیز از جانب ایشان به بازی وبلاگی آرزوهای محال فرا خوانده شدم. پیشتر دوست دیگرى که لطفش همیشه شامل حال بنده بوده نیز بنده را قابل دانسته و مرا به این بازی دعوت کرده بود که من هم به رسم احترام در این بازی شرکت میکنم.
1)چه خوب میشد که سفیری یا آدم سرشناسی بنده را از این سفیلی و سرگردانی میکشید بیرون و چه خوب میشد که دوست دخترم مینا با مادرشینا و خواهرش بیتا و تینا به همراه پدرش آقای سینا میرفتیم شمال توی یک ویلا و من با آنها به توافق میرسیدم بر سر مینا و آنجا آقای سینا به من پیشنهاد کار میداد در شرکت واردات و صادرات میشا و چیزی نمیگذشت که صاحب خانه میشدم حوالی گیشا و با همسرم مینا میرفتیم در خانهمان در گیشا و اولین کاری كه میکردیم این بود که ایدیاسال میگرفتیم از شرکت کیمیا و یک وبلاگ دونفره میزدیم به اسم زندگی دیجیتالی من و مینا:)
ترجمه: خیلی آرزو دارم که سریعتر وضعیت درام بنده رنگ و رویی بگیرد و مزدوج شوم آن هم با یکی از این همین دخترهای وبلاگنویس
2) چه خوب میشد که یک روز میشدم دائی نه آن دائی سر طلائی بلکه خود دائی
ترجمه: ما 4 تا بردار بدون هیچ خواهر
3) چه خوب میشد پول داشتم اندازه دیگ و خرج میکردم مثل ریگ
4) آرزوی آخر هم بدون قافیه عرض کنم! چی میشد این بچههای توییتر همگی با هم دسته جمعی تو یک روز دلپذیر و خجسته ازدواج میکردن. یک مراسم ساده و بیریا با حضور جمعی از خانوادههای وردپرس و بلاگر برگزار میشد و وسیله ایاب و ذهاب از در خانه آن مرحوم برای عموم رایگان بود. یعنی میشه؟
تا کنون 25 نظر داده شده »
RSS برای دیدگاههای این نوشته. آدرس دنبالک
دیدگاهتان را بنویسید:
وبلاگ روی وردپرس.کام. | Theme: Pool by Borja Fernandez.
Entries and comments feeds.


میگفتیم آقا بیاد خطبه ی عقد رو بخونه!
Comment با باران — آوریل 7, 2008 #
ایشالا ایشالا!
یه ویلا هم بگیری رو دست ویلای علی دایی بزنه!
Comment با محمد — آوریل 7, 2008 #
اینا که محال نیست غیرممکنه!
Comment با فؤاد — آوریل 7, 2008 #
با اتفاقاتی که امشب در توییتر شاهد آن بودیم چشمم روشنه که آرزوی آخری کمی تا قسمتی محقق میشه!! :دی
Comment با Maryam — آوریل 7, 2008 #
آرزوی آخر اگر اتفاق افتادنی بود خیلی خوب میشد…!!!
Comment با آرش زاد — آوریل 8, 2008 #
فری جان. لینک وبلاگ مینا خانم را رو نکرده بودی
Comment با فتحی — آوریل 8, 2008 #
شما كه مثل دختراي دم بخت فقط به فكر ازدواجين
Comment با منیره — آوریل 8, 2008 #
salam,vay kheili jaleb bood.khosham oomad.
yechizi,mahe pesara ham be ejdevaj fekr mikonan dar hade time melli.
Comment با sara — آوریل 8, 2008 #
من چيز محالي نديدم
در مرد بند چهارم بايد بگم خانوما از خداشونه
Comment با كاسپر — آوریل 8, 2008 #
من شخصا با خواندن این آرزوها یک ربع خندیدم. بدین وسیله از شخص شخیص شما که آرزوهایتان مورد استهزاء بنده قرار گرفت پوزش می خواهم.
Comment با کمال — آوریل 8, 2008 #
اوخـــی نازی نازی. تی عروسی مه دعوت بوکن خوا؟ : ))
امشبم قراره خواستگاری و اینا رو چیندن تو توئیتر! من مامانه یکی از همین پسرا هستم؛ میخوام برم خواستگاری واسش
Comment با چشم غمگین — آوریل 8, 2008 #
آرزوهات مشکل اخلاقی داره! D:
Comment با کاوه گیــــــلانی (لابدان) — آوریل 8, 2008 #
وای پسر تو چه دل خجسته ای داری :دی …
همین طوری یهو دلت خواست همه رو به هم برسونیا … به به … بسیار عالی …
Comment با vivavida — آوریل 8, 2008 #
انشالا آرزوهای محالت هم تحقق پیدا کنه رفیق..
Comment با دنیا — آوریل 8, 2008 #
پسر خيلي خوب بود. اگر اينجا آمريكا بود تو يه روزي كمدين ميشدي…
ترجمه: احتمالاً آخرش مجبور ميشي با يكي ازدواج كني كه دلت نميخواد و بعدشم همش كار ميكني و آخرشم سر پنجاه سالگي سكته ميكني حروم ميشي ميري پي كارت…
آي… من دلم پره از دست اين خراب شده.
Comment با Ali Shams — آوریل 8, 2008 #
آرزوهات آرزوهای بدیهی هر کسی هست. مخصوصا سومیش
Comment با سروش — آوریل 9, 2008 #
سامبولیکم و رحمت ا.. !!
رحمت خدا بر شما و همسرتان مینا و مادرشینا و بیتا و تینا و سینا!!!
ایشالله …
اه ول کن بابا!!
من جاهای مختلف بلاگ داشتم ( البته به غیر از وردپرس! ) از همشون بهتر همین بلاگفا بود! راستش تا حالا که مشکلی باهاش نداشتم! :پی
منم از اینکه با شما آشنا شدم خیلی خرسندم! (بابا ادب!! ) امیدوارم دوستای خوبی برا هم باشیم ( چشمک!!! ) لینک میدم بهت! :پی
فعلا بابای…
Comment با پرنده کوچولو — آوریل 10, 2008 #
ازدواج …. خیلی پیچیدس !!!!
عجله هم نکن، فعلا از مجردی لذت ببر که اینم واسه خودش عالمیه !!!!!
Comment با عمو هوشنگ — آوریل 10, 2008 #
عجب صداقتي.
Comment با سالومه شایگان — آوریل 10, 2008 #
مسخره تر از ازدواج توییتری چیزی ندیدم در نت!
ماشالا آزرم و حیا هست که می باره از این انجمن توییتری.
ما که حضور خودمون رو در اونجا کمرنگ نمودیم.
ولی امید دارم که وضعیت شما دراماتیک و خوش عاقبت بشه.
Comment با raoros — آوریل 10, 2008 #
هاهاها… نیس که آقایون بدشون میآد.
بعد بلاگاسپاتیها باید جدا مراسم بگیرن؟
Comment با نازلی — آوریل 11, 2008 #
مرسی بابت نوشابه ها(!!) ولی راست اش با آرزوهایت حال نکردم!! چه گیری دادی به ازدواج و یار مبارک بادا؟!!!
Comment با گم شده در ترانزیت — آوریل 13, 2008 #
چون تو ترک توییتر هستم مجبورم اینجا کامنت بذارم.کامنت هات برای محمود فرجامی اخرش بود.خیلی خندیدیم.من به عنوان سردسته کامنت گذار ها و کسی که دیپلم افتخار بهترین کامنت گذار رو در جشنواره وبلاگ نویسی کسب کرده از سمت خود استعفا می دم و این وظیفه سنگین رو به دوش شما می گذارم.ایران همیشه به داشتن جوانان پر شوری و انقلابی مثل شما افتخار می کند.
Comment با maryamss — آوریل 14, 2008 #
خیلی با حالی
Comment با مهسا — می 7, 2008 #
می خوای ما هستیم فقط باید زحمت بکشی خودت ادرس و پیدا کنی هاهاهاها
Comment با تی تیش مامانی — می 7, 2008 #