توییتر به صورت تصویری(قسمت اول)
آوریل 21, 2008
اعتیاد به توییتر خیلی بالاست و غیر قابل درمان. من خیلی از شیوههای درمانی را امتحان کردم و جواب نگرفتم. بسیاری از خانوادهها از این موضوع ابراز نگرانی میکنند و برای مهار فرزندانشان از توییت کردن! و به نوعی بهدر کردن عزیزانشان از خانه به نیروهای امنیتی متوسل میشوند.
در پایین عکسی را مشاهده میکنید که نیروهای امنیتی این فرزندان را از خانه به طرز فجیعی بیرون کردند و میبرندشان هوا بخورند. همانطور که میبینید توییتکنندگانی که با آنها برخورد شده بسیار ناراحت هستند.
بعضی از توییت کنندگان برای رهایی از چنگال خانمان سوز توییتر مدتی را ترک میکنند. در عکس زیر نحوه ترک اعتیاد به توییتر را مشاهده میکنید. البته خیلی از اینها بعد از مدتی دوباره به صحنه برمیگردند و همانطور که در بالا ذکر کردم اعتیاد به توییتر آخرش مرگ نباشد ازدواج با یکی از اعضای سایت است. مراقب خودتان باشید.
شاید یکی از مواردی را که در توییتر با توجه به بالا رفتن سن ازدواج میتوان به فال نیک گرفت و به آن دقت نطر بیشتری داشت مسئله بسیار مهم و حیاتی ازدواج است. اگر شرایط و بستر کار مطلوب باشد چه بسا توییتر بتواند به عنوان مکانی برای همسر یابی
به دخترها و پسرهای خواهان ازدواج از جهت آشنایی با خلقیات و رفتارها و عادتها کمک منحصر به فردی بنماید. با توجه به اینکه مبنا و شالوده کار در توییتر بر پایه “داری الان چیکار میکنی” استوار است بر این اساس میتوانند حدس بزنند که مثلاً با این پسر یا دختر تفاهم دارند یا نه و شریک زندگی خود را بیابند. در عکس کنار- فردی را مشاهد میکنید که شریک زندگی خود را یافته و بر احساسات خودش نتوانسته غلبه کند و در نهایت به این گونه در انزار عموم توییتکنندگان خواستگاری میکند.
و البته توییتکننده دم بختِ مورد نظر این درخواست را با اشتیاق و شور و ذوق وصف نشدنی قبول میکند. و البته پشیمانی هم سودی ندارد. یک لحظه جو گیر شدن برابر است با یک عمر ندامت و بدبخت شدن. در عکس پایین مراسم عروسی زوجی را مشاهده میکنید که در توییتر همدیگر را یافتهاند. به نظر کمی عجولانه بود و به نظر داماد توییتکننده اسیر احساساتاش شده…
![]()
در توییتر- اعضا هر چند وقت یک بار به سرشان میزند و با هم قراری را ترتیب میدهند که به اصطلاح خودشان آن را نشست توییتری مینامند. در عکس کنار یکی از نشستهای اعضا را مشاهده میکنید.
اگر در توییتر تازه کار باشید برای فالو شدن باید رنج و زحمت بسیاری را متحمل شوید. بسیاری از وبلاگنویسان معروف که در مورد مسائل جنسی در وبلاگستان ابراز عقیده میکنند و طرفداران زیادی دارند اصولاً کسی را فالو نمیکنند. به هر حال در عکس پایین فردی را مشا
هده میکنید که اعضا علاقه چندانی به فالو کردنشان ندارند و دریغ از یک فالوی خشک و خالی.
فالو: بسط دادن چت در حیطه توییت خودتان
بعضی اوقات در توییتر شما نگران برخی از اعضا میشوید و دلشوره دارید. میبینید یکسره و یکریز لاینقطع در حال توییتکردن است. به هر حال عکس پایین در ذهنتان مجسم خواهد شد و از این جهت خیالتان راحت.
در توییتر بعضیها از محل کارشان توییت میکنند. مشاهده کنید!
در توییتر بعضیها دست به یکی میکنند و سر به سر یکی از اعضای سایت میگذارند و اسباب اوقات تلخی او را فراهم میسازند. یک نمونه از این حرکتهای لابی گرانه را در عکس پایین مشاهده میکنید.
ادامه دارد.

آوریل 21, 2008 at 9:55 ق.ظ
ایول. قشنگ بود
آوریل 21, 2008 at 9:57 ق.ظ
=))))))))))))) عالي بود اين! مخصوصا اون تيكه توالت فرنگي!
آوریل 21, 2008 at 9:58 ق.ظ
funny:))
آوریل 21, 2008 at 9:59 ق.ظ
:))))
آوریل 21, 2008 at 10:06 ق.ظ
انتخاب عکس ها و نوشته خیلی با مزه و با سلیقه انجام شده… می گن حرف حساب جواب نداره دیگه!
نوشته روی کف کفش آقای داماد خیلی بامزه است!
آوریل 21, 2008 at 10:12 ق.ظ
بسیار مفید بود . من البته بدون دستبند زده شدن! و دنبال شدن در حال ترکم اما اگه شما آدمای دوست ناباب بذارید …
آوریل 21, 2008 at 10:32 ق.ظ
آقا نشست تویتری باحال بود/از عکس های کوروش بود/هاهاهاها
آوریل 21, 2008 at 10:43 ق.ظ
نامرد کی وقت کردی از نشست توییتری عکس بگیری؟!
:))
آوریل 21, 2008 at 1:01 ب.ظ
واقعن توییتر از بدتیرن اعتیاد هایی بود که کشیدم.خدا برای هیچ خانواده ای نخواد
آوریل 21, 2008 at 4:08 ب.ظ
من الان دارم درد میکشم، بیا یه نشست بذاریم منو ترک بدین.
آوریل 21, 2008 at 4:49 ب.ظ
بر اساس مشاهداتي که در وبلاگ شما داشته ام (منظورم همين پست است) پس بايد به فکر خودم باشم که بيش از اين معتاد نشوم!
:-((
به جون خودم من فقط دو روزه دارم توي توييتر فعاليت ميکنم.
من معتاد نيستم!
تمام تلاسمو ميکنم که معتاد نشم.
يکي به من کمک کنه.
منو نبرين!!
(اين يه شوخي بود!)
خوش باشين و خرم.
توييترتون پر فالو باد!
آوریل 22, 2008 at 1:31 ق.ظ
تیکه بندازین حالا!!:))
آوریل 22, 2008 at 1:49 ق.ظ
پسر آخرشی! :)))
دمت داغ! :))
قسمت بعدی کی پخش میشه؟
آوریل 22, 2008 at 9:26 ق.ظ
جالب بود ولی کاش عکس اول رو نمی گذاشتی. توی یه بافت دیگه اون یه عکس تکون دهنده از جنگ ویتنامه.
آوریل 22, 2008 at 10:20 ق.ظ
ایول فری جون کلی خندیدیم
راستی در مورد لیدر چیزی ننوشتی شاید توی ادامه دارده
(اسمایل ارادت خاص به لیدر فواد)
آوریل 22, 2008 at 10:41 ق.ظ
محل کار خیلی توپ بود! = ))
آوریل 22, 2008 at 1:43 ب.ظ
ایولا باحال بود و حالیده شدیم تنکس
آوریل 22, 2008 at 5:01 ب.ظ
من از تويتر متنفرم ولي متن رو خيلي خوب نوشته بودي مخصوصا عكسها
آوریل 22, 2008 at 9:18 ب.ظ
=))
حیلی باحال بود/ انتخاب عکسات که حرف نداشت D:
آوریل 23, 2008 at 3:07 ق.ظ
این عکس ها به نوشته متن حال عجیبی دادند…!!
آوریل 23, 2008 at 3:17 ق.ظ
بسیار زیبا بود فری جون منتظر دومیشیم. منّت گذاشتیم و قبول زحمت فرمودیم و این مطلب را شیر نمودیم.
آوریل 23, 2008 at 11:18 ق.ظ
[...] توی وبلاگاشون نوشتن اعتیاد آوره و اینها جوین شدم!! مثلا شاخ رو بخونین. بامزه نوشته. اما خوب جناب گناه کار راست میگه. توییتر [...]
آوریل 23, 2008 at 11:18 ق.ظ
جدا خیلی بامزه بود مرسی
آوریل 23, 2008 at 1:05 ب.ظ
با مزه بود
آوریل 27, 2008 at 4:57 ب.ظ
اين همه گفتي تازه ادامه هم دارد ؟!