پادکست آق فری و شرکا٬ پدیدهی این فصل دویچه وله
اکتبر 28, 2008 at 9:29 ب.ظ | In وبلاگستان, پادکست, پیشنهاد | 13 Commentsاتفاق با دست خودش یا با دست هر کس دیگری٬ به هر حال افتاده است. پادکست آق فری و شرکا که هنوز مدت زیادی از ورودش به عرصهی دشمنشکن پادکستینگ نگذشته بود به تیم ملی کاندیداهای بهترین پادکست دویچه وله راه پیدا کرده است. شاید اگر کمانگیر نبود و صدای وبلاگستان٬ ایدهی پادکست طنز ساختن به ذهن من و آق فری خطور نمیکرد. به هر حال هر چه که بود ایده اجرا شد و از طرف اهالی وبلاگستان حمایت شد. البته هنوز خیلی زود است که پادکست آق فری و شرکا را پادکست ایدهآل و حرفهای بدانیم٬ سوژههای پراکندهای که توسط گروه آق فری و شرکا نوشته و اجرا شده است تمرینی استت برای بهتر شدن. هدف آق فری و شرکا اجرای یک برنامهی شاد است برای اهالی وبلاگستان شاید که لبخندی بر لبانشان بنشاند. هیچ شخصیت وبلاگستانی هم از گزند آن شاید در امان نباشد. ممکن است سوژهی بعدی پادکست خود شما باشید.
ایدهی وبلاگستان بالا و پایین و ساخت اپیزودیک آن٬ باز هم به کمانگیر مربوط میشود و اتفاقاتی که زهرا اچ بی هم در آن دخیل بود تا چیزی به نام وبلاگستان بالا و پایین در پادکست آق فری و شرکا مطرح شود. خودمان هم نمیتوانیم حالا دیگر شرکای آق فری را تفکیک کنیم٬ آن چیز که مسلم است همهی دوستان دست به دست هم دادهاند تا ایدههای ما اجرا شوند. این آغاز کار است. سخت است پرداختن به سوژهها و نوشتن در مورد آنها و طنز کردنشان و بعد با این اینترنت ساخت ایران آنها را منتشر کردن.
من٬ احسان مصلحی٬ آق فری و میلاد و بقیهی دوستان٬ همهی کسانی که اسامیشان در آقندزکستهای پیشین آمده است و در آقندزکستهای بعدی نیز از کمکشان بهره خواهیم گرفت٬ تمام تلاشمان این است که ثانیهای لبخند بر لبهای شما بنشانیم٬ امیدواریم که به این هدف برسیم.
میگن که سلام گرگ بیطمع نیست٬ به هر حال اگر دوست داشتید به پادکست آق فری و شرکا (آقندزکست) در انتخابات دویچه وله رای بدهید.
توضیحات فرناز سیفی در مورد مراحل انتخاب کاندیداها
این هم لیست کاندیداهای فارسیزبان:
کاندید بهترین وبلاگ: دیرتش باد
کاندید بهترین پادکست: رادیو کالج پارک – آق فری و شرکا
کاندید بهترین ویدیو بلاگ: ببین تی وی
کاندید جایزه ویژه گزارشگران بدون مرز: وب سایت تغییر برای برابری
کاندید بلاگ ورست: دنیای کوچک آقای اوف
کاندید بهترین وبلاگ فارسی: بر ساحل سلامت – عصیان – آینده – آقا اجازه - آزادنویس - من و ام اس – لابراتوار کلنگ - الیزه - گفتنی ها - پاگرد - توکای مقدس
آقندزکست۱۰: وبلاگستان بالا؛ اپیزود۲: مردی که زیاد مخ میزد
اکتبر 25, 2008 at 7:27 ب.ظ | In podcast, پادکست | 43 Commentsهفته جهانی آق فری و شرکا
اکتبر 19, 2008 at 10:59 ب.ظ | In تولد وبلاگ | 24 Commentsاینجانب فری چاقوکش و به قول امین از سردستههای اراذل و اوباش وبلاگس
تان این هفته را در وبلاگستان هفته آق فری و شرکا اعلام میدارم و بدین ترتیب تا به پایان نرسیدن این هفته از عموم ملت جانبرکف و لایکپرور و کامنتگذار خواهشمندم به احترام تولد یک سالگی این نوگل وبلاگستان همه یک لایک و یک دست قشنگ برای شرکای این وبلاگ که بنده دورادور شاهد زحمات این دوستان در ساخت پاخت پادکستها هستم و به عینه و با چشمان غیرمسلح دیدهام که چه کار پرزحمتیست
شرکای بامرام و مجازی ِبنده که در این یکی دو ماه که من به دلیل پارهای از مسائل شخصی و اعتیادی نتواستم آن طور که باید و شاید به این وبلاگ برسم با ایدههای بکرشان بذر لبخند را بر لبان مشتاقان کاشته و با یاری و همفکری آن را متجلی و در نهایت گل لبخند و هل هله! را به منصه ظهور گذاشتند.
هر چند زبان قاصر است و این حرفهای کلیشهای اما به رسم ادب و سپاس از شرکای خوبم اسی ترقه عزیز که با دوست دخترش صغری در استودیو حاضر میشد و امور محوله را با آخرین متدهای روز ترکیب و تتظیم میکرد و بعدش که با صغری به پارک میرفتند و آب معدنی میخریدند و صحنههای عاشقانهای را رقم میزدند و و انشالله که وبلاگشان و خودش و صغری همیشه سبز و همیشگی باد! از فعاد صابونی عزیز که خیلی چیزها را مدیون این رفیق فاب وبلاگستانی و توییتریام هستم و او نیز با اسی نوشت و کنفرانس گذاشت و کف کرد و استودیو را مثل ِوان حمام کرد و خون دل خورد و هی کف کرد و به قول دوستان هاگ و ماچ و کف جانانه برای فعاد صابونی
از میلاده خوبم که یک نفره نقش چند نفره اجرا کرد و همه را انگشت به دهان و متحیر میکرد و ملت را دچار وجد و شور و هیاهو میکرد… اما بعضی اوقات یکهو یاد کیت میکرد و گوشه استودیو چمباتمه میزد و زیر لب زمزمه میکرد: ای کیت از عشق تو دیوانه شدم، صد بار مُردم و زنده شدم، ای کیت با من بمون تو اهایوب با من بمون(دوبار) جک جک لعنت به تو… که با این حرفها موجی از نگرانی را در میان اعضای گروه به راه میانداخت و این اواخر که کلسیونی از عکسهای کیت جمع کرده بود و عقلش ذایل شده بود و با این اوصاف عنقریب است که از عشق کیت مجنون شود و سر به بیابان بگذارد و ایضاً جنون به او دست بدهد و برود به بهانه یک مصاحبه دیگر با کیت روی صورتش سرکه بیاشد! اما به هر صورت این همه استعداد را با یللی و تللی دارد به باد فنا میدهد و کاش بتواند یک استفاده مثبت و بهینه از این پتانسیل و استعدادش داشته باشد؛ حیف است
از پدرام که از صدای قشنگ و استادانهاش استفاده کردیم و خلاصه همه کسانی که ما را داخل آدم حساب کردند و حمایت کردند، تشویق کردند و بر سرمان زدند و انتقاد کردند و کم و کاستیها را بخشیدند… خلاصه چاکر هم هستیم و این گروه و بنده قصد داریم اسمایلی صا ایران یعنی هر روز بهتر از دیروز را پیش بگیریم و درصدد بهتر شدن مطالب و پادکست و اصلاً قصد ارائه ویدیوکست هم داریم و کلاً رو کم کنیست داداش!
در آخر هم از افرا شاعر و هنرمند و اینکاره که بنده را قابل دانستند و هول دادند و انگیزه نوشتار را در یک سالگی این وبلاگ پدید آوردند یک تشکر خالصانه دارم و برایشان آرزوی توفیق داریم. انشالله که بتوانیم یک سال دیگر هم در کنار شما باشیم و از بودن با شما لذت ببریم
وبنوشت در وردپرس.کام. | Theme: Pool by Borja Fernandez.
Entries and comments feeds.




