پرسپولیس زلزله همینه همینه

نوامبر 15, 2007 در 11:20 ب.ظ. | نوشته شده در پرسپولیس | 7 دیدگاه

آقا امروز استادیوم بودیم. بازی را از طبقه دوم تماشا کردیم.
نیمه اول تمام شد. استادیوم تقریباً پر شده بود. یک عدد بابا با بچه‌‌اش پایین ما نشسته بودند که من نتواسنتم خوب و آنچنانی فحش‌های غلیط و آبدار با صدای رسا و شیوا و بلند بدهم که مجبور شدم جای‌م را عوض کنم. تا دقیقه 80 با همان روال نیمه اول سپری شد. از بس داد زدیم و حرص خوردیم و سیگار آتیش کردیم و تیم را تشویق کردیم که گلو ملوی‌مان جر واجر شد و به حدی رسید که شعارهای‌مان هم رنگ و روی انتقادی و غالباً تند به خودش گرفت و دقیقه 83 اینا با سر دادن شعارهایی همچون «پرسپولیس زلزله که این نیست که این نیست؟» از جای‌مان بلند شدیم تا استادیوم را ترک کنیم… آن بالای بالای بالا در پشت میله‌ها نظاره‌گر بازی بودیم. دقیقه 90 اینا بود که واعظی مصدوم شد. دوست‌مان رفت دست به آب و بهانه‌ای شد تا وقت اضافه و تا ثانیه‌های پایانی بازی را دنبال کنیم. شور و هیجانی در استادیوم بر پا بود و حساسیت به اوج خودش رسیده بود. خلاصه یکی دو دوقیقه آخر چند کرنر پیاپی و فرصت‌های خوب برای پرسپولیس به وجود آمد که همش هدر شد و آه و حسرت بود که از… خلاصه در اوج ناامیدی سر برگرداندیم که راه‌مان را بکشیم برویم که ملت‌ فریاد‌کنان گفتند: «وای وای بزن وای…» برگشتم دیدم بعله هیجده قدم سایپا خر تو خر است. این می‌زند آن دفع می‌کند همین‌جور که یهکو توپ می‌‌آید جلوی پای ِمحسن خلیلی و او هم که فرصت طلب- مهلت نمی‌دهد و یک برد شیرین و به یادماندنی را برای پرسپولیس در دقیقه 95 رقم می‌زند. خلاصه که بعد از به ثمر رسیدن گل یک شور و هیجان و غوغایی در استادیوم به پا شد که باید آنجا می‌بودید و خودتان می‌دیدید. ما که سر از پا نمی‌شناختیم و به بالا و پایین می‌جستیم. در هنگام خروج هم دوان دوان شعارهایی همچون ایرانسل، تالیا چیز تو چیزه آبی‌ها سر دادیم و شادی بسیار رفت. 

نکته قشنگ ماجرا آنجا بود که رفتیم سوار اتوبوس شیم، دیدیم بَه بَه در هر اتوبوس یک سرباز نیروی انتظامی‌ست تا مراقب ملت باشد تا دست از پا خطا نکنند. بعد هم به اندازه ظرفیت صندلی‌ها اجازه ورود به ملت داده می‌شد. وقتی مثل آقاها در سر جای‌ خودمان نشسته بودیم یکهو دیدیم سرباز یک جعبه ساندیس از کنار دست راننده برداشته و دارد به مسافران تعارف می‌کند که باورد کردنش برایمان کمی سخت بود. بعد ما یکصدا با شعار «سرباز متشکریم» «سرباز متشکریم» و «داش سربازو ای‌ول ای‌ول ای‌ول داش‌سربازو ای‌ول» از این سرباز نیروی انتظامی تشکر و قدردانی کردیم.

و کلام کوتاه اینکه پرسپولیسه زلزله همینه همینه.

Advertisements

7 دیدگاه

  1. عجب پس حسابی حال کردین .

  2. خوش باشی. جای ما خالی . 😀
    دولت مهر ورز دیگه. چی فکر کردی؟ 😉

  3. چی تو چی آّبیها به ایرانسل و تالیا چه ربطی داشت؟

  4. عجب حالی داشتی که رفتی استادیوم!!!!!!
    پول بدی، کلی فحش و ناسزا بشنوی،بعدش بجای 2 ساعت برگشت به خونه 6 ساعته برگردی خونه،تازه خوش شانس باشی که تیمت ببره، خداوکیلی میارزه!!؟
    نشستم خونه،با پول بلیطی که تو دادی (اگر از بازار آزاد نخریده باشی) کلی تخمه کره ای خریدم و فوتبال رو از تلویزیون 72 اینچ سیاه و سفید منزل نگاه کردم.
    انصافاً تو ضرر کردی یا من!؟
    شاید بخوای بگی گجمو تو ضرر کردی،آره!؟
    حق با توست چون از تلویزیون سیاه و سفید نمیشه لباس گل منگولی قرمز رنگ رو دید.
    موفق تر باشی

  5. چه باحال حتما کلی خوشمزه هم بوده

  6. سلام

    یه پرسپولیس یه ایران

    په تیم پر از دلیران

    گرچه حریفقت

    قدره اما میشی قهرمان

    وبلاگ خوب و پرمحتوایی داری

    خوشحال میشم به وبلاگ خبری منم سر بزنی

    اگر با تبادل لینک موافق هستی در قسمت نظرات بگو که با چه اسمی لینکت کنم

    منتظرم

    بای

  7. […] پرسپولیس زلزله همینه همینه « آق فری و شرکا 15 نوامبر 2007 … پرسپولیس زلزله همینه همینه. نوامبر 15, 2007 at 11:20 ب. … دقیقه 83 اینا با سر دادن شعارهایی همچون “پرسپولیس زلزله که این نیست که این نیست؟ … shakh.wordpress.com/…/پرسپولیس-زلزله-همینه-همینه/ – ذخيره شده […]


Sorry, the comment form is closed at this time.

ساخت یک وب‌گاه یا وب‌نوشت رایگان در وردپرس.کام.
Entries و دیدگاه‌ها feeds.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: