هفته جهانی آق فری و شرکا

اکتبر 19, 2008 در 10:59 ب.ظ. | نوشته شده در تولد وبلاگ | 24 دیدگاه

اینجانب فری چاقوکش و به قول امین از سردسته‌های اراذل و اوباش وبلاگستان این هفته را در وبلاگستان هفته آق فری و شرکا اعلام می‌دارم و بدین ترتیب تا به پایان نرسیدن این هفته از عموم ملت جان‌برکف و لایک‌پرور و کامنت‌گذار خواهشمندم به احترام تولد یک سالگی این نوگل وبلاگستان همه یک لایک و یک دست قشنگ برای شرکای این وبلاگ که بنده دورادور شاهد زحمات این دوستان در ساخت پاخت پادکست‌ها هستم و به عینه و با چشمان غیرمسلح دیده‌ام که چه کار پرزحمتی‌ست 🙂

 
شرکای بامرام و مجازی ِبنده که در این یکی دو ماه که من به دلیل پاره‌ای از مسائل شخصی و اعتیادی نتواستم آن طور که باید و شاید به این وبلاگ برسم با ایده‌های بکرشان بذر لبخند را بر لبان مشتاقان کاشته و با یاری و همفکری آن را متجلی و در نهایت گل لبخند و هل هله! را به منصه ظهور گذاشتند.
هر چند زبان قاصر است و این حرفهای کلیشه‌ای اما به رسم ادب و سپاس از شرکای خوبم اسی ترقه عزیز که با دوست دخترش صغری در استودیو حاضر می‌شد و امور محوله را با آخرین متدهای روز ترکیب و تتظیم می‌کرد و بعدش که با صغری به پارک می‌رفتند و آب معدنی می‌خریدند و صحنه‌های عاشقانه‌ای را رقم می‌زدند و و انشالله که وبلاگ‌شان و خودش و صغری همیشه سبز و همیشگی باد! از فعاد صابونی عزیز که خیلی چیزها را مدیون این رفیق فاب وبلاگستانی و توییتری‌ام هستم و او نیز با اسی نوشت و کنفرانس گذاشت و کف کرد و استودیو را مثل ِوان حمام کرد و خون دل خورد و هی کف کرد و به قول دوستان هاگ و ماچ و کف جانانه برای فعاد صابونی
از میلاده خوبم که یک نفره نقش چند نفره اجرا کرد و همه را انگشت به دهان و متحیر می‌کرد و ملت را دچار وجد و شور و هیاهو می‌کرد… اما بعضی اوقات یکهو یاد کیت می‌کرد و گوشه استودیو چمباتمه می‌زد و زیر لب زمزمه می‌کرد: ای کیت از عشق تو دیوانه شدم، صد بار مُردم و زنده شدم، ای کیت با من بمون تو اهایوب با من بمون(دوبار) جک جک لعنت به تو… که با این حرف‌ها موجی از نگرانی را در میان اعضای گروه به راه می‌انداخت و این اواخر که کلسیونی از عکسهای کیت جمع کرده بود و عقلش ذایل شده بود و با این اوصاف عنقریب است که از عشق کیت مجنون شود و سر به بیابان بگذارد و ایضاً جنون به او دست بدهد و برود به بهانه یک مصاحبه دیگر با کیت روی صورتش سرکه بیاشد! اما به هر صورت این همه استعداد را با یللی و تللی دارد به باد فنا می‌دهد و کاش بتواند یک استفاده مثبت و بهینه از این پتانسیل و استعدادش داشته باشد؛ حیف است 😀
از پدرام که از صدای قشنگ و استادانه‌اش استفاده کردیم و خلاصه همه کسانی که ما را داخل آدم حساب کردند و حمایت کردند، تشویق کردند و بر سرمان زدند و انتقاد کردند و کم و کاستی‌ها را بخشیدند… خلاصه چاکر هم هستیم و این گروه و بنده قصد داریم اسمایلی صا ایران یعنی هر روز بهتر از دیروز را پیش بگیریم و درصدد بهتر شدن مطالب و پادکست و اصلاً قصد ارائه ویدیوکست هم داریم و کلاً رو کم کنی‌ست داداش!
در آخر هم از افرا شاعر و هنرمند و این‌کاره که بنده را قابل دانستند و هول دادند و انگیزه نوشتار را در یک سالگی این وبلاگ پدید آوردند یک تشکر خالصانه دارم و برای‌شان آرزوی توفیق داریم. انشالله که بتوانیم یک سال دیگر هم در کنار شما باشیم و از بودن با شما لذت ببریم

Advertisements

ساخت یک وب‌گاه یا وب‌نوشت رایگان در وردپرس.کام.
Entries و دیدگاه‌ها feeds.