شوشول فرنود به ز دولت صدا و سیماست

اوت 4, 2011 در 9:47 ق.ظ. | نوشته شده در فرهنگ | 8 دیدگاه
برچسب‌ها:

فرنود، قهرمان ملی

شوشول فرنود را از اینجا دانلود کنید

شوشول چیست : عضوی از بدن مردان که در جوامع عقب‌افتاده از آن به عنوان عضو زاید اسم برده می‌شود و همان روزهای اول تولد سانسور (ختنه) می‌شود، وقتی بزرگ‌تر شد در جوامع اسلامی از آن به عنوان ماشین لباسشویی یاد می‌کنند و جوامع توتالیتر و خودکامه همیشه سعی در سرکوب و مانع از به عینیت رسیدن آن می‌شوند. بدینسان، شوشول در جوامع جهان سومی همیشه موضوعی انتزاعی و ذهنی باقی مانده است و کاربرد آن در این مناطق صرفا ابزاری است جهت حواله دادن به این و آن آنهم در مواقعی که آدم می‌بیند هوا پس است و کاری از دستش بر نمی‌آید پس اسم گونه‌ی بزرگ شده‌ي شوشول را می‌آورد و می‌گویند به فلان ِ فلانت تا حقانیت خود را ثابت کنند. اصولا در جوامع عقب‌افتاده رسالت حکام همیشه بر این بوده و هست که شوشول را همیشه موضوعی مبهم و سورئال برای مردم بنمایانند.

قضیه از آنجا شروع شد که فرنود در یک برنامه تلویزیونی از وظایف شخصی‌اش سخن به میان آورد و گفت که  «من شوشولم رو خودم میشورم» و خاله نرگس در حالی که جا خورده بود و هی رنگ به رنگ می‌شد گفت ماشین لباسشویی؟ نه کار اشتباهیه نه نه … و اینطوری قضیه را ماست مالی کرد در حالی که ما می‌دانیم دلش غنج رفت و قند تو دلش آب شد. به جرات می‌توانم بگویم که در تاریخ پس از انقلاب اسلامی ایران این اولین بار بود که شوشول فرنود صدا و سیما را به تکاپو انداخت؛‌ چنانکه شایعه شده است که قصد برکناری ضرغامی و سیصد تن از عوامل پخش و مجری و مسئول و آبدارچی از صدا و سیما را دارند.

یکی از منتقدان اجتماعی-فرهنگی کشورمان، در نقدی که بر این رویداد داشت گفت :«خفقان و سانسور و سرکوب شوشول در جوامعی همچون ایران در آینده در کارهایی همچون تجاوز دسته‌جمعی، قبیله‌ای، گروهی، ضربدری، گله‌ای، و … نمود پیدا می‌کند. وقتی الان بچه را از آگاهی از کاربرد صحیح شوشول و جای مناسب استفاده از آن منع می‌کنند، پس فردا این عضو که بزرگ شد گریبانگیر ایدئولوژی خود جامعه و سرکوبگران می‌شود.  وقتی توی ذوق آدم می‌زنند و به شوشول می‌گویند ماشین لباسشویی، پس فردا که بچه  بزرگ شد و به موازات آن شوشول هم بزرگ شد، فکر می‌کند این ماشین لباسشویی است و باید همه را با آن بشوید و اینجاست که تجاوز دسته‌جمعی شیوع پیدا می‌کند.»

مروری بر تجاوزات اخیر

ژوئیه 13, 2011 در 6:46 ب.ظ. | نوشته شده در فرهنگ | ۱ دیدگاه

الگوی زن در جوامع اسلامی

نظر به تجاوزات اخیر رُخ داده در میهن عزیزمان و بالخص ماجرای باغ خمینی شهر که در آن عده‌ای متجاوز در راستای اهداف بلند مدت دولت خدمتگذار در راستای ترویج حجاب و عفاف عنان از کف بریده و بدون هیچ چشم‌داشت و پاداشی دست به اقدام خطیر تجاوز زدند، شورای عالی انقلاب فرهنگی به سرکردگی دکتر رحیم پورازغدی و بقیه  با ناموس‌ها طرحی را که از سالیان پیش در کشوی پایینی میز دکتر پورازغدی بود،‌ در آورده و آن را در دستور کار قرار دادند. تا اینجا را داشته باشید فعلا

فلاش بک: همانطور که می‌دانیم «حجاب» در ایران از مفاد قانون اساسی نیست و صرفاً‌ آیین‌نامه‌ای من‌درآوردی و شبانه است تصویبی همین حلقه‌ی با ناموس‌های شورای عالی انقلاب فرهنگی در راستای اسلامیزاسیون کردن کشور و حفاظت از ناموس مملکت. البته شایان ذکر است که همین آیین‌نامه بقدری سنگین و پرمحتوا شد که به قانون اساسی گفت زکی و آنچنان بند و ماده و تبصره بدان اضافه شد که حجمی چندین برابر قانون اساسی به خود گرفت. کارشناسان این آیین‌نامه را از باجزئیات‌ترین آیین‌نامه‌های تصویبی کل ادوار تاریخ ذکر کرده‌اند بطوری که از پنجه‌ی پا تا آخرین تار موی بشریت را پیکسل به پیکسل پوشش داده و برای آن مصادیق تعیین کرده است.

اصل 25 آیین‌نامه‌ی حجاب و عفاف و صیغه بدحجابی رو اینطور تعریف کرده است:

تعریف بد حجابی: بدحجاب شخصی است که به انگیزه‌های هواخواهانه و دلبرمآبانه دست به طُره‌افشانی زده و چند تار از مویش را از (متغیر مابین 5 تا 50 تار) از روسری بیرون می‌آورد و با این کارش به تحریک مردان مومن جامعه می‌پردازد.

ریزبندها:

  • نپوشیدن جوراب بطوری که آه
  • پوشیدن شلوار کوتاه (تا قوزک پا یا یکم بالاتر) بطوری که آه
  • پوشیدن مانتوی تنگ و بدن‌نما بطوری که برجستگی‌های بدن آه
  • پوشیدن مانتوی آستین‌کوتاه بطوری که تا ساعد بیرون باشد و آه
  • برداشتن سبیل بطوری که آه
  • زدن رُژ لب صورتی یا قرمز جگری غلیظ بطوری که آه
  • اینجوری راه رفتن بطوری که آه (این بند از آیین‌نامه بطور تصویری چاپ شده است)
  • غمزه‌ی نگاه بطوری که آه
  • عطر زدن بطوری که آه
  • نازک کردن صدا بطوری که آه
  • و غیره‌‌ آه

دکتر رحیم پورازغدی نویسنده‌ي کتاب «خاک بر سری ِ ماتریالیسم و دُمل‌های اومانیسم» اخیرا در کنفرانسی در حضور بانوان نمونه‌ی عفیفه‌ی کشور اعلام کرد – نقل به مضمون – که :«غرب سکسی است» و راه حل مقابله با آن را :«چادر و حجاب و دیگر ملافه‌های جلوگیرنده‌ی مشابه» اعلام کرد. دکتر پورازغدی به نقل قولی معروف از پیامبر اشاره کرد و افزود: «از دامان زن، مرد به معراج می‌رود و این بر ما مسلم گشته است که اگر دامان نباشد مرد به قهقرا می‌رود. جوامع غربی در با استفاده‌ی ابزاری از بانوان، این مائده‌های آسمانی و گوهر زیبنده‌ي هر دو جهان، مردان را به خاک سیاه بنشانند. چه معنی دارد زن خود را زیبا کند؟ – الگوی ما باید صدیقه‌ي کبرا باشد و زنان مسلمان ما الگوی با کیفیت و سفید در دنیا باشد.» دکتر پورازغدی با اشاره به برخی تحقیقات مرتبط افزود: «حجاب و پوشش در سفید ماندن پوست بانوان تاثیر فراونی دارد. تحقیقات نشان داده است که پوست، ممه، ران‌ها و دیگر اعضای بانوان مسلمان در اثر پوشش همیشه سفید مانده و این خود موهبتی است برای مردان مومن جوامع اسلامی.» وی در آخر خاطر نشان کرد:« حجاب خوب است.» و سپس به بانوان برجسته‌ی محجبه هر کدام یک توپ پارچه‌ی فرد اعلای چادری اهدا شد.

در قضیه‌ی تفکیک جنسیتی دانشگاهها و ساختن فضایی اسلامی در دانشگاهها و جلوگیری از هرگونه شماره‌دادن‌، مخ‌زنی و جلوه‌های ویژه در این مکان ابتدا قصد بر اخته کردن پسران بود. ایشان با تجربه‌ی ناموفق دادن کافور به بچه مسلمان‌ها و سعی بر خواباندن امیال جنسی ایشان (که زورشان نرسید آن را بخوابانند) تصمیم به اخته کردن پسرها   گرفتند و حتی این مسئله در شورا مطرح شد که عاقبت رای نیاورد. سپس ایده‌ي آموزش از راه دور به وسیله‌ي خطوط تلفن مطرح شد؛ بدین طریق که فرد دانشجو مستقیما با استاد تماس بگیرد و از طریق صوتی کسب علم کند که باز بخاطر برخی کمبود و کاستی‌ها، این طرح رای نیاورد. در آخر شورا بر آن شد که پسران و دختران را از هم جدا کند تا جامعه‌ی اسلامی از گزند شماره‌دادن در امان باشد.

برگردیم به اصل مطلب: در تجاوزات و بدحجابی‌های اخیر چند نکته بر ما مسلم گشت و از جمله آنها اضافه شدن چندین بند به بندهای آیین‌نامه‌ی حجاب و عفاف بود که از جمله‌ آنان می‌توانم به بندهای زیر اشاره کنم:

  •  زن نباید در ملک خصوصی بی‌حجاب بگردد چون امکان دارد افرادی خیر برای پیش‌برد اهداف حجاب و عفاف و متنبه‌کردن جامعه از دیوار باغ به داخل بیایند و به آنها تجاوز کنند تا درس عبرتی شود برای دیگران که در باغ و دیگر املاک خصوصی حجاب خود را رعایت کنند.
  • دختر تا سر حد امکان دانشگاه نرود و بعد از کسب دیپلم شناسنامه‌اش را در نزدیکترین بنگاه محل جهت پیدا کردن شوهر، چه رهن دائم چه اجاره، قرار دهد.
  • تفکیک جنسیتی در دانشگاهها به اصول دین اضافه شد
  • و چند بند دیگر که بماند

دختر و پسرهای ملیون تومانی در شهر

ژوئن 2, 2010 در 1:46 ب.ظ. | نوشته شده در فرهنگ, امنيت اجتماعی, انتقاد, ایران, جو, حجاب, طنز | 8 دیدگاه
برچسب‌ها: , ,

در راستای افاضات دادستان مشهد که فرمودند بدحجاب‌ها تا سقف 1.300.000 ملیون تومان جریمه می‌شوند تصور کنید خانم خوش پوش و سانتی مانتالی که خیلی عجله دارد و یک دقیقه معطل شدن برای او خیلی گران تمام می‌شود و تند تند دارد راه می‌رود و پاشنه کفش‌های تلق تولوق صدا می‌دهد و با موبایل هم دارد صحبت می‌کند که «عزیزم دارد می‌آم» و این حرفها و همین‌طور لایی می‌کشد در پیاده رو و با سرعت می‌تازد که خلاصه این سر و صداها نظر مامورین را به خود جلب می‌کند و یکهو یکی از مامورین مرتبط با مبارزه مصادیق مرتبط به جرایم خانم فوق الذکر آژیر خطر را روی شانه‌هایش می‌گذارد و خود را به خانم دافی و خاطی می‌رساند و به او دستور ایست می‌دهد!

مامور: هی خانوم خانوم کجا کجا؟ مگه دستور ایست رو نمی‌شنوی؟

مجرم: ببخشید من خیلی عجله دارم! اصن حواسم به شما نبود… اگه می‌شه یخورده سریعتر برگ جریمه‌مو صادر کنید من برم…

بعد از دقایقی

مامور: ….برای انگشت‌های دست و پا در کل 10000 هزارتومان بابت لاک ناخن،
یک مانتوی تنگ صورتی و بالای زانو دارید می‌شه 500000 هزارتومان/ یک باسن نامتعارف دارید که می‌شه 100000 هزارتومان/ سینه‌های برآمده و برجسته دارید که می‌شه 60000 هزارتومان/ یک صورت برنزه دارید که می‌شه 50000 هزارتومان/ یک رژ لب شفاف قرمز اناری دارید که می‌شه 40000 هزارتومان/ های لایت مو دارید که از اکناف و اسناف روسری‌تون زده بیرون که می‌شه 50000 هزارتومان/ یک آستین کوتاه مانتور دارید که به ازای هر سانتی متر می‌شه 1000 تومان/ یک دماغ رو به آسمون دارید که می‌شه 5000 هزارتومان/ دو تا گونه کاشتید که برای هر کدوم می‌شه 5000 هزارتومان! و از همه مهم‌تر کمربند مانتو‌تون رو نبستید که برای این هم می‌شه 50000 هزارتومان! در آخر هم یک انحراف به چپ داشتید که در این انحراف نصف بیشتر متعلقات آویزون از شما انحراف به راست داشت که برای این هم می‌شه 100000 هزارتومان.

مجرم: آخی همین!

مامور: نه اجازه بدهید یک لحظه.

مجرم: این چیه چسبوندید به من؟

مامور: دستگاه دافی سنج! یک لحظه تکون نخورید ضریب خطای دستگاه بالاست‌ها به نفع خودتون هست با ما همکاری کنید؛ بعله 100درصد که برای این 100درصد هم ما مبلغی معادل 100000 هزارتومان در نظر می‌گیریم.

مجرم: خب پس من می‌تونم برم الان؟

مامور: بعله! این بار ما فقط به همین جریمه بسنده می‌کنیم در صورت تکرار در دفعه بعد شما به نزدیک‌ترین پارکینگ منتقل می‌شید… برگ جریمه‌تون یادتون نره، با احتیاط برانید…

مجرم: دست شما درد نکنه! واقعاً دارین زحمت می‌کشید! مرسی مرسی

داستان ایستگاه متروی ورزشگاه آزادی

آوریل 22, 2008 در 10:20 ق.ظ. | نوشته شده در فرهنگ, مترو, تهران, طنز | 9 دیدگاه

جراید: ایستگاه متروی ورزشگاه بزرگ آزادی تا دو سه ماه آینده تکمیل و آماده سرویس‌دهی به تماشاگران خواهد شد

1) انا لله و انا اليه لراجعون الله يرحمه و يغمد روحه الجنة. متاسفانه به دلیل ازدحام جمعیت و بی‌مبالاتی عده‌ای از تماشاگران در متروی تازه تاسیس ایستگاه ورزشگاه آزادی تلفات جانی و مالی سنگینی به بار آمد. به نقل از خبرگزارى تلف‌نیوز -چهار هزار و پانصد نفر در حادثه ایستگاه متروی ورزشگاه آزادی کشته شدند… مدیر عامل متروی تهران حسارت وارده به ایستگاه متروی ورزشگاه آزادی را 4 میلیارد تومان تخمین زد….

2) رئیس فدراسیون دو میدانی-ایستگاه متروی وزرشگاه آزادی را بهترین مکان برای کشف استعدادهای ناشناخته‌ِ پرش از مانع و پرش سه گام دانست و در مصاحبه‌ای که با خبرنگار خبرگزاری کشف‌نیوز داشت اعلام کرد: «مطمئنم کشور ما یکی از کشورهای تراز اول در ورزش دو میدانی خواهد شد. ما می‌توانیم حرف اول را بزنیم و در مسابقات جهانی تمام مدال‌های مسابقه‌های پرش سه‌گام و پرش از مانع را آنِ خود کنیم. چیزی که من به چشمان خود در متروی ورزشگاه آزادی دیدم بسیار فراتر از پرش سه گام و پرش از مانع بود. این تماشاگران استادیوم آزادی را باید دانه دانه‌شان را برد سازمان کشف استعدادیابی ورزش‌های همگانی و بسیار جامع و موشکافانه روی‌شان تحقیق به عمل آورد. استعداد و خلاقیت این جوانان دارد فنا می‌رود و کسی نیست که این‌ها را باور کند. یادم است بعد از بازی دو تیم محبوب تهرانی بود و من اتفاقاً در همان ایستگاه بودم. یک‌سری از تماشاگران را دیدم که مسیر بین خطوط را می‌پریدند و خودشان را به دوستان‌شان در آن سوی خط می‌رساندند. اسم این پرش نبود. پرواز بود. و یک‌سری دیگر از تماشاگران را دیدم که با پرش‌های حیرت‌انگیز و ستودنی از روی باجه‌های ورودی مترو عبور می‌کردند که بهت و تعجب مرا برانگیخت…

3) رئیس سازمان مرگ وُ اتفاق در اظهار نظری گفت: «طبق آمار از زمانی که به تماشاگران استادیوم آزادی یکی یک دانه ساندیس دادیم به طرز فتیری! تماشاگران اتوبوس‌های شرکت واحد را دوست می‌داشتند. و این سیر نزولی کاهش آمار خسارت و جنایت اتوبوس‌ها به حدی پایین بود که شاخص از پایین جدول افتاد روی زمین… ما باید تجربه‌های خود را در ایستگاه متروی ورزشگاه آزادی به کار ببریم. این شیوه بهترین راه ممکن برای پایین آوردن هیجان تماشاگران است. یک رانی بدهید به‌شان ببینید چه دوستی و رابطه عاطفی عمیقی با تجهیزات مترو ایستگاه ورزشگاه آزادی بین‌شان شکل می‌گیرد.

4) تماشاگران در مترو در نهایت ناباروری علی‌رغم گذشته که هر بار خسارت جبران ناپذیری را به مترو وارد می‌کردند این بار فقط با یک رانی با قیافه‌ای چون مسعود شست‌چی و اخلاقی چون جهان پهلوان تختی پای به مترو گذاشتند. به نقل از خبرگزاری نظافت‌نیوز عده‌ای کثیری از تماشاگران تا ساعت‌ها مشغول تمیز کردن مترو بودند.

خاویار ِکِــلمنته

فوریه 8, 2008 در 12:49 ق.ظ. | نوشته شده در فرهنگ, کلمنته, طنز | 4 دیدگاه

خاویر کلمنته مربی جدید تیم ملی؟ در جواب یکی از خبرنگاران که نظر او را در مورد کشور ایران جویا شده بود گفت: «ایران خیلی کشور خوب و جالبی هست… ایران از لحاظ فرهنگی با کشور اسپانیا زادگاه من وجه تشابه بسیاری دارد. مثلاً در کشور ما گاوبازی هست ولی اینجا از این برنامه‌ها نیست؛ عوضش در این چند وقتی که در ایران بودم چیزهایی از مردم ایران دیدم که با سنت دیرین ما گاوبازی فرقی نداشت، از این جهت همیشه ایران و ایرانی من را یاد کشورم می‌اندازد و اصلاً احساس دل‌تنگی نمی‌کنم»

پورفسور علی اکبری و مردی که یبوست‌اش درمان شد

ژانویه 22, 2008 در 12:23 ق.ظ. | نوشته شده در فرهنگ, ایران, خنده‌دار, خرافات, سو تفاهم | 47 دیدگاه

دیشب جناب علی اکبری در شبکه تصویر ایران آمده بود و از ملت خواست کسانی که با انرژی ایشان خوب شدند و درمان پیدا کردند به روی خط بیان و صحبت کنند.
یک نفر زنگ زد کلی انرژی و نیروی استاد رو تحسین کرد و ستایش کرد و گفت: «دکتر علی‌اکبری من یکی از بیمارانی هستم که پیش شما آمدم و شما به‌ام انرژی دادید و مریضیم به طور کلی برطرف شد. من یـُبـوست داشتم و وقتی شما به‌ام انرژی دادید قد کلّه شما ریدم!» دکتر ماتش زده بود. خط دیگری را جواب داد. خط بعدی خانمی بود گفت: «من یک خواهر دارم حدوداً 40 سالش هست، شوهرش هم مرد بسیار خوبیه. فقط اینها یک مشکلی دارن بچه‌دار نمی‌شن. این امواج صوتی که شما در پایان برنامه می‌دید تاثیری داره؟… » یعد از این آقایی زنگ زد و در صحبت‌هایش آنقدر از استاد تعریف و تمجید کرد که گریه استاد را درآورد و موقعی که استاد داشت اشک‌های‌اش را از روی صورتش پاک می‌کرد- ناگهان مادر استاد را غافلگیر کرد و بعد از عنایت مادر استاد در حالی که استاد هنوز تحت تاثیر حرفهای چند ثانبه پیشش بود گوشی را قطع کرد. بعد از این استاد دیگر هیچ خطی را جواب ندارد و به استراق سمع پرداخت(امواج صوتی)
خلاصه از دیشب که این برنامه را دیدم هر وقت یاد تیکه‌های مردم می‌افتم خندم می‌گیرد. فکر نمی‌کنم در هیچ کجای دنیا مردمش مثل ایران آنقدر ذوق و قریحه طنزپردازی داشته باشند.

یکی از تفریحات خوب جوانان در ایام محرم ممنوع شد

ژانویه 10, 2008 در 4:16 ب.ظ. | نوشته شده در فرهنگ, محرم, بدون شرح, خرافات | 71 دیدگاه

ممنوع
ممنوع
Continue Reading یکی از تفریحات خوب جوانان در ایام محرم ممنوع شد…

وب‌نوشت روی وردپرس.کام.
Entries و دیدگاه‌ها feeds.