استادیوم آزادی با زلزله 8 ریشتری پرسپولیس ترکید

مه 19, 2008 در 11:03 ق.ظ. | نوشته شده در پرسپولیس | 3 دیدگاه

دو روز اندی مولر است که از قهرمانی تیم پرسپولیس زلزله(8ریشتری) می‌گذرد این یکی دو روز به دلیلِ فرندفید فرصت نشد که بنویسم و تبریک بگویم.
الغرض رسیدیم خدمت‌تان که بگوییم که آن سه میلیارد و خورده‌ای ملیون تومانی که برای بازسازی لبنان شهردار معظم‌اله کمک مالی اعطا نمودند را ای کاش پیشتر با کمی خردوزری به این سرمایه‌های ملی(پرسپولیس و…) جهت بازسازی قوای مالی اهدا می‌فرمودند تا این تیم‌ها که چشم و چراغ فوتبال این مملکت هستند آنقدر به پی‌سی نخورند که ازشان شکایت شود و شش امتیاز مسلّم کم شود و به بازی آخر بکشد و تا دقیقه 95 قلب مبارک در شرت همایونی باشد و الی‌ماشالله

به هر حال فصل بعدی هم که نیکبخت و عباس آقایی و خلیلی هم چون باشگاه نمی‌تواند انتظارات مالی‌شان را برآورده کند، دارند به فوتبال جزیزه کوچ می‌کنند.

واقعاً یک عدّه هستند که تنها دلخوشی‌شان این است که تیم‌شان(پرسپولیس و استقلال) همیشه درصدر باشد و بدرخشد و تیم‌ها را قلع و قمع کند. یعنی تنها تفریح و عشق‌ و حال‌شان در همین موضوع خلاصه می‌شود و با این وجود حیف نیست که این تیم‌ها ساپورت نمی‌شوند و همیشه در مشکل مالی و بی‌پولی و بدهکاری و بی‌بازیکنی به سر می‌برند.
این فصل، هم پرسپولیس هم استقلال- 4 تا بازیکن خوب و خوش آتیه و درست وُ درمان و کارآمد نداشتند. مته‌ی عزیز که نیمه دوم به بازی آمد دویدون و حرکاتش مثل بولدوز بود فقط از فاکتور قوا و قدرت بدنی سود می‌برد. چرا نمی‌توانیم بازیکنان درجه یک خودمان را نگه داریم…

Advertisements

4 تایی‌هاش

مه 14, 2008 در 11:09 ب.ظ. | نوشته شده در پرسپولیس, عكس | 3 دیدگاه

مثل روز بر همگان واضح و مسجل و مبرهن و روشن بود که پرسپولیس صبا را درب و داغان می‌کند و اصلاً صبا تیمی نبود که بخواهد برای پرسپولیس زلزله و ویران‌کننده شاخ و شانه بکشد و دیدید که بردیم آن هم نه با یکی نه با دوتا نه با سه‌تا بلکه با چهارتا گل جانانه.
همانطور که قبلاً گفتم بنده امروز رفتم استادیوم و جای تک تک دوستان پرسپولیسی خالی بود. بسی حالی نمودیم. خیلی خوش گذشت و کلّی خندیدیم.  ملّت(هواداران) سنگ تمام گذاشتند و یک‌سره تیم را تشویق کردند به بازیکنان انرژی و انگیزه دادند. روحیه تیم الان روی هزار است با این هواداران و حمایت‌ها بازی با سپاهان به مثابه آب خوردن است. خیال‌تان راحت. یک سری عکس هم گرفتیم که قابل شما را ندارد:

نیمه اول از آفتاب و گرما هلاک شدیم. اواسط نیمه دوم یک رگبار خفیفی زد و اندکی خنک شد.
PICT0016 
بعد از به ثمر رسیدن گل دوم و ذوق تماشاگران

PICT0010 
هواداران در حال ترک استادیوم
PICffT0019

پرسپولیس قهرمان می‌شود شک نکنید

مه 14, 2008 در 12:21 ق.ظ. | نوشته شده در پرسپولیس | 11 دیدگاه

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَِّحيم
«اَمَّن يُّجيبُ المُضطَرَّ اِذا دَعاهُ وَ يَکشِفُ السُّوءَ وَ يَجعَلُکُم خُلَفاءَ الاَرضِ ءَاِلهٌ مَّعَ اللهِ قَليلاً مَا تَذَکَّرُونَ»

فردا پرسپولیس یک بازی بسیار حسّاس دارد. پرسپولیس اگر صبا را شکست دهد شک نکنید که سپاهان را قورت می‌دهد و قهرمان خواهد شد. اگر اشتباه نکنم آخرین باری که پرسپولیس قهرمان شد اولین لیگ برتر در سال 80 بود و طرفداران برای قهرمانی تیم‌شان له له می‌زنند. اگر پرسپولیس امسال هم قهرمان نشود پس کِی می‌خواهد قهرمان شود؟
بچه‌ها اصلاً نگران نباشند برق تیم قدر و پرمهره‌ای بود و با انگیزه. اما صبا فردا مقهور غیرت تیم خواهد شد. کریم باقری در حدّ کریم بنزما!(پدیده‌ جوان فرانسوی) ظاهر خواهد شد و نیکبخت هم کدورت‌ها را دور می‌ریزد تمام تلاشش را می‌کند و خلاصه دلم گواه می‌دهد فردا تیم یک‌دل و باروحیه صبا را داغان و متلاشی می‌کند و به یک قدمی جام می‌رسیم.
پرسپولیس فردا باید ببرد. به هر قیمتی شده. من هم به استادیوم می‌رم و تیم را تشویق می‌کنم:‌ پرسپولیس زلزله همینه همینه

همه دعا می‌کنیم دستها بالا: اَمَّن يُّجيبُ المُضطَرَّ اِذا دَعاهُ وَ يَکشِفُ السُّوءَ…

پرسپولیس تو که ما رو…

مه 12, 2008 در 10:03 ق.ظ. | نوشته شده در پرسپولیس | 6 دیدگاه

بزن آها! الاغ پاس بده… استب کن بعد سانت بکش… ها همینه بزن! ئه پس چرا نزدی بی‌شعور ها؟ نه تو ننداز یالله پاس رو بده…. آها شوت… توپ رو ننداز جلو مثل اسب ندو… اما این داد و قارهای ما دیروز جواب نداد. و اصلاً انگار نه انگار که پرسپولیس به این برد نیاز مبرم دارد. پرسپولیس دیروز در حدّ و اندازه‌های یک تیم قهرمان ظاهر نشد و به قدری بد بازی کرد که هیچ امیدی برای هواداران برای بازی‌های آتی باقی نگذاشت.
دو بازی آخر پرسپولیس هم از بخت بد با همان دو تیمی‌ست که در کورس قهرمانی هستند. صباباتری و سپاهان. سپاهان یکی از بازی‌های‌ش با تیم صنعت نفت آبادان است که مثل هلو برو تو گلو حریف‌ش را قلع و قمع می‌کند و می‌فرستد قاتی باقالی‌ها و پرسپولیس با این بازی درخشان معلوم نیست چه چیزی می‌خواد ارزانی کند. در این میان لج و لج بازی و بچه‌بازی‌های نیکبخت واحدی هم بی‌تاثیر نبود و به عمد ریده بود! پرسپولیس اگر از سدّ صباباتری بگذرد سپاهان را می‌خواد چکار کند. پرسپولیس الان 4 سال است که سپاهان را نتواسته شکست دهد و آیا این طلسم شکسته خواهد شد؟
افشین قطبی بنده خدا هم بی‌تقصیر است. به نظرم افشین قطبی همه کاری کرد اما این بازیکنان هستند که فقط اسم پرسپولیس را به دوش می‌کشند و در بازیکنان هیج اثری از شادابی و طراوات و دوندگی و جنگندگی و غیرت و حرکت‌های انفجاری و مسلسل‌وار! دیده نمی‌شود. همه بی‌رمق… بگذریم.

این هم از پرسپولیس.

گزارش ایستاده مزدک میرزایی

آوریل 5, 2008 در 1:01 ق.ظ. | نوشته شده در پرسپولیس, آش شور, طنز | 9 دیدگاه

بازیکنان دو تیم استقلال، آزادی جمهوری اسلامی و پیروزى انقلاب اسلامى و رأی 98 درصدی ملت مومن و وفادار بزرگ ایران به جمهوری اسلامی که فریاد آزادیخواهانه نه به استکبار جهانی بود را به ملت مسلمان و غیور ایران اسلامی تبریک و تهنیت و شادباش عرض می‌کنم.

بازیکنان دو تیم در حال آماده شدن به زمین و آغاز بازی هستند و همانطور که مشاهد می‌کنید در چهره تمام بازیکنان روحیه‌ای سرشار از شکوفایی می‌بینید. بازیکنان با لبانی‌ای خندان با هم-خوش و بش می‌کنند که دربی‌های گذشته بازیکنان این‌چنین با هم گرم نمی‌گرفتن که مشخص است بازیکنان از همین ابتدای کار از نام بسیار باشکوه و باعظمت نو آوری و شکوفایی که رهبر معظم انقلاب اسلامی در سال جدید نامگذاری کردند تبعیت می‌کنند. بعله بازیکنان با شعار بسیار زیبا و دل‌انگیز فریاد سرخ آبی استقلال آزادی جمهوری اسلامی وارد زمین مسابقه می‌شوند و تماشاگران با دیدن این پارچه‌نوشته سر از پا نمی‌شناسند و استادیوم غرق در شور و هیجان شده است و این شعار بسیار زیبا در استادیوم طنین‌انداز می‌شود.
ای‌ول حالا شعار استقلال آزادی جمهوری اسلامی که در این 30 سال ورد کلام هر ایرانی‌ست در زمین مسابقه(همان صفحه جادویی البته) نقش می‌بندد و بازی شروع می‌شود… توپ در اختیار بازیکنان استقلال است، جباری از استقلال منطقه بازی رو به خوبی عوض می‌کنه، بعله سال نوآوری و شکوفایی رو می‌بینیم به زمین بازی مزین شد. من و همکارانم در گروه ورزش شبکه سوم سیمای جمهوری اسلامی سالی پر از نوآوری و خلاقیت و ابتکار و شکوفایی رو برای ورزشِ ایران عزیزمان آرزومندم-بعله یک فرصت عالی برای روان‌خواه، شوت می‌زنه، گل-گل برای استقلال. خیلی قشنگ کار می‌کنه و با یک ضربه هوشمندانه توپ رو به کنج دروازه می‌فرسته و کاری هم از دست رودباریان برنمی‌آد… .
… شیث روی زمین افتاده و بازیکنان بازی جوانمردانه رو رعایت نمی‌کنن. در این چند ساله اخیر در تمام بازی‌های دربی بازیکنان با رعایت بازی جوانمردانه و حفظ اخلاق و جوانمردی در ورزش صحنه‌های ستودنی رو در فوتیال به دیدگان گذاشتند و به ندرت شاهد بودیم که از طرف بازیکنان دو تیم بازی جوانمردانه رعایت نشه که این به نوع خودش یک‌جور دستاورد اخلاقی در ورزش محسوب می‌شه که خوشحال هستیم که چنین نوع آوری‌ای را بازیکنان در چنین مسابقه بزرگی به ورزش‌دوستان و علاقمندان به فوتبال هدیه دادند و حالا محسن خلیلی تک به ‌تک با طالب‌لو و یک ضربه کاملاً حرفه‌ای و گل و گل برای تیم پرسپولیس و نتیجه مساوی می‌شه، خلیلی با یک ضربه چیپ و استادانه و خلاقانه و مبتکرانه توپ رو درون دروازه هدایت می‌کنه که معلومه که بازیکنان با عنایت به سال نوآوری و شکوفایی با حرکت‌های نوآورانه و محیرالعقول شگرف می‌آفرینند! آفرین به غیرت و رشادت ورزشکاران ایرانی؛ مرگ بر ضد ولایت فقیه…
کریم در یک حالت نامتعادل توپ رو هر طوری هست به پژمان نوری می‌رسونه و ما ایستاده‌ایم! بازی بسیار متعادل است و بازیکنان احتیاط تیمی رو در دستور کار قرار دادند و ما تا آخر ایستاده‌ایم که از فرمایشات گوهربار مفام معظم‌ رهبری است. ملت مسلمان و آماده‌باش و میهن‌پرست ایران اسلامی در 12 فروردین 1358 با رأی آری به جمهوری اسلامی ثابت کرد که کریم باقری کارت زرد دوم رو می‌گیره و از زمین بازی اخراج می‌شه و پرسپولیس باید با یک بازیکن کمتر به بازی ادامه بده… و حالا یک بار دیگر ما تا آخر ایستاده‌ایم و کوشکی هم اخراج می‌شه و همه چی بین دو تیم مساوی می‌شه…. فیروز کریمی از کناره زمین ما تا آخر ایستاده‌ایم و سال نو آوری و شکوفایی رو یک بار دیگه تبریک عرض می‌کنم و 3 دقیقه وقت ایستاده با سوت داور تا آخر تمام می‌شه!
جالبه بازیکنان از زمین خارج نمی‌شن و مثل اینکه می‌گن ما تا آخر ایستاده‌ایم-هیچ‌جا نمی‌ریم همین‌جا هستیم…

پرسپولیس زلزله همینه همینه

نوامبر 15, 2007 در 11:20 ب.ظ. | نوشته شده در پرسپولیس | 7 دیدگاه

آقا امروز استادیوم بودیم. بازی را از طبقه دوم تماشا کردیم.
نیمه اول تمام شد. استادیوم تقریباً پر شده بود. یک عدد بابا با بچه‌‌اش پایین ما نشسته بودند که من نتواسنتم خوب و آنچنانی فحش‌های غلیط و آبدار با صدای رسا و شیوا و بلند بدهم که مجبور شدم جای‌م را عوض کنم. تا دقیقه 80 با همان روال نیمه اول سپری شد. از بس داد زدیم و حرص خوردیم و سیگار آتیش کردیم و تیم را تشویق کردیم که گلو ملوی‌مان جر واجر شد و به حدی رسید که شعارهای‌مان هم رنگ و روی انتقادی و غالباً تند به خودش گرفت و دقیقه 83 اینا با سر دادن شعارهایی همچون «پرسپولیس زلزله که این نیست که این نیست؟» از جای‌مان بلند شدیم تا استادیوم را ترک کنیم… آن بالای بالای بالا در پشت میله‌ها نظاره‌گر بازی بودیم. دقیقه 90 اینا بود که واعظی مصدوم شد. دوست‌مان رفت دست به آب و بهانه‌ای شد تا وقت اضافه و تا ثانیه‌های پایانی بازی را دنبال کنیم. شور و هیجانی در استادیوم بر پا بود و حساسیت به اوج خودش رسیده بود. خلاصه یکی دو دوقیقه آخر چند کرنر پیاپی و فرصت‌های خوب برای پرسپولیس به وجود آمد که همش هدر شد و آه و حسرت بود که از… خلاصه در اوج ناامیدی سر برگرداندیم که راه‌مان را بکشیم برویم که ملت‌ فریاد‌کنان گفتند: «وای وای بزن وای…» برگشتم دیدم بعله هیجده قدم سایپا خر تو خر است. این می‌زند آن دفع می‌کند همین‌جور که یهکو توپ می‌‌آید جلوی پای ِمحسن خلیلی و او هم که فرصت طلب- مهلت نمی‌دهد و یک برد شیرین و به یادماندنی را برای پرسپولیس در دقیقه 95 رقم می‌زند. خلاصه که بعد از به ثمر رسیدن گل یک شور و هیجان و غوغایی در استادیوم به پا شد که باید آنجا می‌بودید و خودتان می‌دیدید. ما که سر از پا نمی‌شناختیم و به بالا و پایین می‌جستیم. در هنگام خروج هم دوان دوان شعارهایی همچون ایرانسل، تالیا چیز تو چیزه آبی‌ها سر دادیم و شادی بسیار رفت. 

نکته قشنگ ماجرا آنجا بود که رفتیم سوار اتوبوس شیم، دیدیم بَه بَه در هر اتوبوس یک سرباز نیروی انتظامی‌ست تا مراقب ملت باشد تا دست از پا خطا نکنند. بعد هم به اندازه ظرفیت صندلی‌ها اجازه ورود به ملت داده می‌شد. وقتی مثل آقاها در سر جای‌ خودمان نشسته بودیم یکهو دیدیم سرباز یک جعبه ساندیس از کنار دست راننده برداشته و دارد به مسافران تعارف می‌کند که باورد کردنش برایمان کمی سخت بود. بعد ما یکصدا با شعار «سرباز متشکریم» «سرباز متشکریم» و «داش سربازو ای‌ول ای‌ول ای‌ول داش‌سربازو ای‌ول» از این سرباز نیروی انتظامی تشکر و قدردانی کردیم.

و کلام کوتاه اینکه پرسپولیسه زلزله همینه همینه.

واقعاً‌ متاسفم…

اکتبر 14, 2007 در 2:47 ب.ظ. | نوشته شده در پرسپولیس, انتقاد | دیدگاه‌ها برای واقعاً‌ متاسفم… بسته هستند

من نمی‌دانم بچه‌ها این خصلت پهلوانی را از کی‌ای به ارث برده‌اند؟ از پهلوان تختی، از علی دائی! جداً نمی‌دانم. واقعاً جای تحسین و مرحبا دارد این خصوصیت جوان‌مردی و فداکاری بچه‌ها.

به هر حال خودتان که می‌دانید بعد از شکست استقلال به خاطر حجم زیاد تلفات و صدمات مالی و جانی سنگینی که وارد می‌شود بنا به دستور مقامات ذی‌ربط از بازیکنان و دست‌اندرکاران ِ متواضع و با اخلاق پرسپولیس خواسته شد که یک‌جوری بی‌خیال شوند و بازی را با یک نتیجه مصلحتی ایضاً مساوی تمام کنند.

بیچاره پرسپولیس همیشه باید تاوان رذالت و شرارت و خراب‌کاری‌های ِشما را پس بدهد. واقعاً‌ متاسفم اگر یک‌ذره مثل هواداران پرسپولیس فرهنگ و جنبه داشته باشید این اتفاقات در فوتبال ِشهر آورد نمی‌افتد 😦

صفحهٔ بعد »

وب‌نوشت روی وردپرس.کام.
Entries و دیدگاه‌ها feeds.